مطالب درباره موضوعات و روایات مربوط به امام مهدی ( عج )

امام مهدی (عج) در سخن پیامبر:
پیامبر اكرم (ص) می‌فرمایند: « ... خداوند از فرزندان حسین امامانی قرار داده است كه راه و روش و آیین مرا برپا می‌دارند. نهمین آنان قائم خاندان من « مهدی » امتم می‌باشد. او شبیه‌ترین مردمان به من است در سیما و گفتار كردار. پس از غیبتی طولانی و سرگردانی و سردرگمی مردم، ظاهر می‌شود آن‌گاه آیین خدا را آشكار می‌سازد. پس زمین را عدل و داد پر می‌كند پس از آن كه از ستم و بیداد لبریز شده باشد.
امام مهدی (عج) در سخن فاطمه (س)
جابر می‌گوید: خدمت حضرت فاطمه رفتم. لوحی نزد آن بانو نهاده بود كه در آن نام‌های امامان نوشته شده بود. ( از آن جمله درباره‌ی دوازدهمین امام چنین آمده بود ) پس از امام یازدهم ( امام حسن عسگری (ع) ) راه امامت را كامل می‌كنم با فرزندش كه رحمت برای همه‌ی جهانیان است. او ( امام دوازدهم ) دارای كمال موسی و شكوه عیسی و شكیبایی ایوب است. در زمان غیبت این امام، دوستان من ( دینداران راستین ) به مشكلات گرفتار شوند. آنان به حق دوستان منند ( چون در دینداری پایداری می‌كنند.) درود و رحمت خداوند بر آنان باد. آنان ( مردمان در دوران غیبت ) بی‌گمان هدایت‌شدگان و راه یافتگانند.

  برای دیدن بقیه متن به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389 ساعت 19:13 توسط یوسف 4 نظر

گزارش فارس از كتاب‌هاي منتشرشده پيرامون امام زمان (عج)؛
238 كتاب در سال تقديم به ساحت مقدس امام زمان (عج)

خبرگزاري فارس: بازار كتاب ايران از سال گذشته تا كنون انتشار 238 كتاب درباره ساحت مقدس امام زمان (عج) و موضوع انتظار و مهدويت را به خود ديده است.


گروه فرهنگي / حوزه ادبيات و کتاب
 
به گزارش خبرگزاري فارس از سال گذشته تا كنون 238 كتاب درباره ساحت مقدس امام زمان (عج) و موضوع انتظار و مهدويت منتشر شده است كه از اين تعداد 217 عنوان به زبان فارسي و بقيه به زبان عربي است. بعضي از اين كتاب‌ها هم در سال‌هاي گذشته منتشر شده‌اند اما استقبال اهالي كتاب اين كتاب‌ها را به تجديد چاپ‌هاي مكرر در سال‌هاي اخير رسانده است.

ليست كتاب‌هاي منتشر و تجديد چاپ شده در سال گذشته درباره موضع مهدويت و انتظار به شرح زير است:

* آثار اعتقاد به امام زمان (ع)
ناشر: مركز فرهنگي انتشاراتي منير
نويسنده: هادي قندهاري

* آثار و بركات دعا براي امام زمان عليه‌السلام
ناشر: مسجد مقدس جمكران
محقق: احمد سعيدي
نويسنده: سيدمحمدتقي موسوي‌اصفهاني

* آخرين ذخيره الهي
ناشر: نشرا

* آخرين منجي
ناشر: فرهنگ سبز
نويسنده: احمد اسماعيل‌تبار

* آدينه‌ي انتظار: حديث باب عشق؛ گلچين غزل، دوبيتي و رباعي‌هاي مهدوي عاشورايي فاطمي به انضمام غزل‌هاي دفاع مقدس
ناشر: خردآذين
تهيه و تنظيم: مهدي شعباني‌مهردراني

* آشتي با امام عصر (ع)
ناشر: آفاق
نويسنده: علي هراتيان

* آشتي با امام عصر ارواحنا فداه
ناشر: حاذق
نويسنده: علي هراتيان

* آشنايي با حضرت مهدي (عج)
ناشر: نشر گلستان كوثر
به‌اهتمام: سيدعباس حق‌دوست

* آشنايي با حضرت مهدي (عج)
ناشر: نشر گلستان كوثر
ويراستار: سيدجواد محمودي

* آفتاب در سايه: مروري بر ديدگاه رهبري درباره حضرت مهدي (عج) و فلسفه انتظار
ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامي, موسسه پژوهشي فرهنگي انقلاب اسلامي

* آفتاب در نگاه خورشيد
ناشر: دليل ما
نويسنده: مرتضي طاهري

* آفتاب زندگاني: درس‌هايي در موضوع مهدويت (سطح يك)
ناشر: رادنگار
نويسنده: محمدهادي قندهاري

* آفتاب مهر: پرسش‌ها و پاسخ‌هاي مهدوي
ناشر: بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود (عج)

* آماده‌باش ياران امام زمان (عج)
ناشر: موسسه فرهنگي انتشاراتي طوباي محبت
نويسنده: حسين گنجي

* آواي انتظار
ناشر: ضامن آهو، نورالكتاب
نويسنده: علي هراتيان

* آيه‌هاي ظهور: مهمترين آيات قرآني پيرامون ظهور حضرت مهدي (ع) (ويژه جوانان و نوجوانان)
ناشر: كوثر ادب
نويسنده: محمدعلي كريمي‌نيا

* اخبار الملاحم و الفتن و اثرها في العقليه العربيه و الاسلاميه حتي نهايه العصر الاموي
ناشر: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي
نويسنده: عمار عبودي‌نصار

* اخلاق منتظر: بررسي پيرامون خصوصيات منتظران ظهور حضرت صاحب‌الزمان
ناشر: نبا
نويسنده: حسين فريدوني

* ارواح معين
ناشر: نواي دانش
نويسنده: ابوالفضل سبزي

 برای دیدن بقیه متن به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389 ساعت 18:57 توسط یوسف بدون نظر

سیمای حضرت مهدی در اندیشه امام خمینی

قسمت اول

حضرت مهدی

مقدمه

مسئله مهدویت و ظهور قائم آل محمد صلی‌الله علیه و آله، جزء بنیادی‌ترین و زنده‌ترین مسائل دینی، اعتقادی و اسلامی بخصوص از منظر مكتب اهل بیت(ع) است، به همین دلیل دین‌پژوهان هر كدام به نوبة خود و طبق نیاز و اقتضائات زمان خود به نحوی درباره آن سخن گفته‌اند. از كسانی كه جریان ظهور مصلح كل و عدل‌گستر جهانی در آثار و اندیشه او پرفروغ تجلی كرده مصلح بزرگ قرن بیستم امام خمینی است. امام درباره مهدویت از جنبه‌های مختلف به طور زنده، آموزنده و كارآمد سخن گفته است كه در این مقاله نموداری از سخنان ایشان طرح و تحلیل می‌شود. بی‌تردید مسئله مهدویت از جهات متعدد قابل طرح است، اما برخی جنبه‌های آن ویژگی و برجستگی خاص دارد.

 

نقش حضرت مهدی در نظام عالم

یكی از مباحث مهم مهدویت نقش آن حضرت در نظام آفرینش است. لذا در داده‌های دینی بر این نكته اصرار شده كه زمین در پرتو وجود حجت خداوند پایدار است، و اگر جهت الهی لحظه‌ای در روی زمین نباشد زمین از هم متلاشی می‌شود، از جمله امام صادق علیه‌السلام، فرمود: «لوبقیت الارض بغیر امامٍ لسافت» یعنی اگر زمینی بدون امام باشد، فرو می‌ریزد و از هستی ساقط می‌گردد.

و در روایت دیگر امام باقر علیه‌السلام فرمود: «لو انّ الامام رُفع من الارض ساعةً لَماجت باهلها كما یموج البحر باهله»  یعنی اگر امام و حجت خدا لحظه‌ای از زمین گرفته شود، زمین با اهل آن همانند دریا دچار اضطراب می‌شود. از این‌گونه روایات برمی‌آید كه وجود حضرت مهدی(عج) به عنوان آخرین امام و حجت خداوند در زمین از ضروری‌ترین نیازهای عالم آفرینش است، زیرا آن حضرت واسطه فیض خداوند در عالم است، و این حقیقت در اندیشه امام خمینی به گونه‌ای زیبا تجلی كرده از جمله ایشان می‌گوید: «ولی‌الله اعظم و بقیة‌الله فی ارضه ارواحنا لمقدمه الفداء كه واسطة فیض و عنایات حق تعالی است و دعای خیرش بدرقة امت جد بزرگوارش صلی‌الله علیه و آله، می‌باشد...»

و هم‌چنین در اشعار نغز عرفانی خود نیز در چند مورد بر این نكته كه در روایات آمده اشاره كرده از جمله گفته است:

حضرت صاحب زمان مشكوة انوار الهی

مظهر قدرت، ولی عصر، سلطان دو عالم

با بقاء ذات مسعودش همه موجود باقی

خوشه‌چین فرمن فیضش همه عرشی و فرشی

از طفیل هستی‌اش هستی موجودات عالم

مالك كون و مكان مرآت ذات لامكانی

قائم آل محمد مهدی آخر زمانی

بی‌لحاظ اقدسش یكدم همه مخلوق فانی

ریزه خوار خوان احسانش همه انسی و جانی

جوهریّ و عقل و نامیّ و حیوانیّ و كانی

حضرت مهدی عصاره موجودات

حضرت مهدی

یكی از حقایق دیگر كه درباره حضرت مهدی مطرح است و نوعاً در ره‌آورد عرفانی بزرگان اهل معرفت بیشتر مطرح شده آن است كه قائم آل محمد(ص) عصارة پدیده‌های عالم خلقت است، زیرا آنها انسان كامل را قلب و خلاصه عالم می‌دانند لذا در كلمات برخی از آنان چنین آمده است: «آدمیان زبده و خلاصة كاینات و میوة درخت موجوداتند و انسان كامل زُبده و خلاصه آدمیان است. موجودات جمله به یك بار در تحت نظر انسان كامل‌اند.»

امام خمینی كه در عرفان همانند بسیاری از معاریف دیگر الهی دیدگاه بلندی دارد، با این روی‌كرد عرفانی درباره حضرت مهدی به عنوان یكی از مصداقهای انسان كامل، كاملاً موافق بوده و خود نیز در این زمینه نكته‌های آموزندة بیان كرده از جمله گفته است: «والعصر ان الانسان لفی خسر، ـ عصر ـ هم محتمل است كه در این زمان حضرت سلام‌الله علیه باشد یا انسان كامل كه مصداق بزرگش رسول اكرم و ائمه هدی، و در عصر ما حضرت مهدی سلام‌الله علیه است. قسم به عصارة موجودات عصر، فشردة موجودات، این كه فشردة همه عالم است، یك نسخه‌ای است، نسخه تمام عالم، همه عالم در این موجود، در این انسان كامل عصاره است و خلأ به این عصاره قسم می‌خورد.»

و در جای دیگر نیز با اشاره به آیه مباركه سوره والعصر، از حضرت مهدی به عنوان مصداق انسان كامل كه عصاره همه موجودات است یاد نموده است و هم‌چنین در جای دیگر می‌گوید: «وارث نبوت، امام امت و عصاره خلقت ولی عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف است.»

  برای دیدن بقیه متن به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389 ساعت 18:53 توسط یوسف بدون نظر

مهدویت و مسائل كلامى جدید (1)

دكتر حمید رضا حاجی ابراهیم

اشاره:

در این نوشتار، ابتدا به تفاوت ((فلسفه ی دین)) و ((كلام جدید)) اشاره می شود، سپس ((تعریف دین از منظر دین پژوهی جدید)) صورت می گیرد، پس از آن، تقسیم ((دین)) به ((ادیان سنّتی)) و ((ادیان دنیوی))، و تقسیم ((ادیان سنّتی)) به ((وحیانی)) و ((غیر وحیانی)) مطرح می شود. به دنبال تكیه ی ادیان وحیانی بر وحی، در باب ماهیت وحی، به سه دیدگاه اشاره می شود، آن گاه دیدگاه گزاره ای به تفصیل خواهد آمد. نوشته ی حاضر تقریر سلسله ی درس های ((مهدویت و مسائل كلامی جدید)) از استاد دكتر رضا حاجی ابراهیم است كه در ((مركز تخصصی مهدویت)) در قم برای جمعی از طلاب و دانش پژوهان ارئه شده است.

"مهدویت و مسایل جدید كلامی" مشتمل بر بخشی از مسایل جدید الورود در حوزه كلام یا فلسفه ی دین است كه لوازم و پیامدهایی در ارتباط با مهدویت (به روایت شیعی) دارند. به همین جهت، پس از بیان تعریفی كوتاه از كلام جدید و فلسفه ی دین و اشاره به تفاوتهای این دو، با طرح مباحثی مثل دیدگاه تجربی در باب وحی، تكثر گرایی دینی، سكولاریزم و... نتایج حاصل از این آراء در باب مهدویت استخراج شده، مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.

((كلام)) با ((فلسفه ی دین)) به لحاظ روش و غایت و موضوع، تفاوت دارد. دانش كلام، دانشی است كه غایت آن، دفاع از آموزه های دینی خاص است و به همین جهت، دانش كلام، همیشه، به صورت مضاف یا به صورت یك اسم مركب وصفی به كار می رود و گفته می شود: ((كلام اسلامی)) یا ((كلام مسیحی)) و مانند آن، در حالی كه ((فلسفه ی دین))، چنین نیست؛ زیرا، فلسفه ی دین، اوّلاً از همه ی تعالیم یك دین بحث نمی كند، بلكه از آموزه های مشترك بین الادیان بحث می كند و ثانیاً، در مقام دفاع از تعالیم یك دین نیست و لذا بعضی از فیلسوفان دین، در بحث خداشناسی، نهایتاً به این نتیجه می رسند كه هیچ كدام از ادلّه ی كه بر له وجود خدا اقامه شده است مثبت وجود خدا نیست یا بعضاً ملحد یا لاادری هستند. از این رو، دانش كلام، به عنوان دانشی مطرح است كه یا بی موضوع است یا یك عنوان مشیری برای موضوعات اش درست می كنیم و می گوییم: ((آن، دانشی است كه از گزاره های متون مقدس دینی با غایت دفاع از تعالیم و متون دینی خاص، بحث می كند و از روش های متنوّعی مانند روش تجربی یا عقلی یا روش تاریخی یا روش شهودی ممكن است استفاده بكند)).

اوّلین بحث ما، وحی و تجربه ی دینی است. مقدّمتاً، مستحضر هستید كه ما، در یك تقسیم، ادیان را به ادیان وحیانی و غیر وحیانی، تقسیم می كنیم. ادیان غیر وحیانی، مثل نوع آیین هایی است كه در شرق دور پیروانی دارند. بودیسم، تائوئیسم، شینتو، كنفوسیوس، از این دسته است. ادیان وحیانی، مثل اسلام، یهودیت، آیین زرتشت و آیین صابئی است. همه ی این ها، ریشه های وحیانی دارد.

البته وجه اطلاق دین بر این دو دسته از ادیان، صرفاً، از باب شباهت خانوادگی است.

یكی از مسایل مهم در ابتدای هر كتابِ فلسفه ی دین، مقصود ما از دین، یعنی تعریف و تفسیری است كه از دین می كنیم، چون، در میان ادیان، آن قدر فاصله هست (هم به لحاظ عقاید، هم به لحاظ مناسك و عبادیات، حتّی در امور حقوقی) كه اساساً شما نمی توانید وجه مشتركی میان ادیان بیابید.

در تقسیم دین به وحیانی و غیر وحیانی، این گونه نیست كه ما، ابتدا، مَقْسمی داشته باشیم و بعد قیودی به آن بزنیم و با این قیود، اقسام درست شود و مقسم واحد را شاید در بین این ها نشود پیدا كرد. لذا بعضی فیلسوفان، مثل جان هیك، در ابتدای كتاب خودش (فلسفه دین) می گوید، ما كه بر ادیان مختلف شرقی و غربی، وحیانی و غیر وحیانی، دین اطلاق می كنیم، این اطلاق، از باب شباهت خانوادگی ویتگنشتاین است.

ویتگنشتاین، در بحث های خود، بحثی را در باب تعریف مطرح كرده است. او می گوید، ما وقتی می خواهیم اشیاء را تعریف كنیم، بر خلاف گذشتگان كه فرض می كردند مثلاً این افراد انسانی، حقیقتی و گوهری - مثلاً ذاتیات - مشتركی دارند، ایشان معتقد است كه ما نمی توانیم چنین گوهر و ذاتیاتی را قایل باشیم.

و، در برابر این پرسش كه ((چه گونه است با این كه افراد متفاوت اند، یكی قد بلند است و یكی كوتاه قد، و یكی سفید روی است و یكی سیاه روی، بر همه، انسان اطلاق می كنیم؟))، او می گوید، اطلاق یك لفظ و اسم واحد به افرادی كه میان شان حقیقت و گوهر واحد فرض نكرده ایم، از یك طرف، و در عین حال، این افراد، همگی، هم در یك ویژگی واحد با هم شریك نیستند از طرف دیگر، و بعضی، بلند قد، و بعضی، كوتاه قد، و بعضی، سفیدند، و بعضی سیاه اند، و نه در رنگ شان و نه در ابعادشان و نه در ویژگی های بدنی یا ذهنی شان، همه، یك خصیصه ندارند، از باب شباهت خانوادگی است. شما، اگر فرزندانی را در یك خانواده ی پر جمعیت ببینید، فرزند اوّل و فرزند دوم، در سه خصیصه ممكن است شریك باشند؛ یعنی، اگر ویژگی های فرزند اوّل و دوم را ببینیم، فرزند اوّل و دوم، ممكن است در دوخصیصه ی Bو Cبا هم شریك باشند، و فرزند دوم و سوم، ممكن است در دو خصیصه ی E و F شریك باشند و به همین ترتیب، فرزند سوم، ممكن در ویژگی Hو G با فرزند چهارم، شریك باشند. الان شما این چهار فرزند را با هم مقایسه كنید، میان اینان، یك ویژگی مشتركی كه برای همه باشد و در هیچ كدام مستثنا نباشد، پیدا نخواهید كرد، امّا دو به دو كه باهم بسنجیم، شباهت هایی دارند. دوتای اوّل، در اجزای صورت با هم شبیه اند، و دوتای دوم، مثلاً، در تناسب اندام، و آن دوتای سوم، مثلاً، نحوه ی گفتار یا رفتارشان شبیه است، امّا فی المجموع، بخواهید شباهت واحد پیدا كنید، نخواهید یافت. ویتگنشتاین می گوید، شما وقتی یك اسم واحدی مثل "انسان" را بر افراد مختلف انسانی اطلاق می كنید، از این باب است كه ولو میان همه ی افراد، یك ویژگی واحد نمی یابید، امّا در هر مجموعه ی افراد با هم، می توانید مشتركاتی پیدا كنید و بر اساس این مشتركات (شبیه اشتراكاتی كه در چند تا خواهر و برادر وجود دارد) یك نام واحد بر آنان اطلاق می كنید.

 برای دیدن بقیه متن به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389 ساعت 18:51 توسط یوسف بدون نظر

مهدويت و انسجام اسلامي

 

در اين نوشتار هدف آن است كه با بررسي و تحقيق در متون اسلامي و نظريات دانشمندان اسلامي مي‌توان موضوعي به‌نام «مهدويت» را يك عقيده همگاني مسلمين تلقي كرد و از آن به‌عنوان اعتقاد اسلامي و پذيرفته شده در بين مسلمين نام برد يا خير؟

در صورتي‌كه همگاني و عمومي تلقي شود، مهدويت ارتباط مستقيم با انسجام مسلمين پيدا خواهد كرد؟ و يك نگاه تازه براي انديشمندان خواهد بود؟ آيا مي‌شود در اثر اين نگاه شيوه‌اي جديد براي نزديك شدن طوايف مذهبي اختراع كرده و امت اسلام را در اين عقيده متحد و منسجم ساخت؟

با توجه به اينكه سال جاري به‌نام «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» نامگذاري شده، براي نشر فرهنگ انديشه اتحاد و انسجام مذاهب مختلف، بايد از باورهاي مشترك بين مسلمين استفاده شود و اعتقاداتي كه منجر به تقابل و درگيري افكار شود، پرهيز كرد.

ابتدا مهدويت را به دو صورت مورد بررسي قرار مي‌دهيم: اولاً‌ اعتقاد به مهدويت مربوط به مذهب اماميه است و در مذاهب ديگر اعتبار ندارد. ثانياً مسئله مهدويت اعتقاد خاص باور شيعي نيست، بلكه اسلامي است و در نزد اهل سنت نيز معتبر و مورد احترام است.

معلوم است كه در صورت اول نمي‌توان به‌عنوان اعتقاد مسلمين از آن نام برد و حال آنكه چنين مورد محلي براي تحقيق و بررسي ندارد و عامه و خاصه در اصل مهدويت ايمان دارند و معتقد هستند.

 از اين رو يكي از مباحثي كه انديشه‌هاي اعتقادي مذاهب را به‌هم پيوند مي‌دهد، مخصوصاً مذهب سنت و تشيع مباحث مهدويت است و اگر در تبليغ آن به شيوه‌اي كه تقريب نظريه را همراه داشته باشد اقدام شود، يك نوع راهكار و طريقي مفيد براي انسجام امت اسلامي پديدار خواهد شد.

براي روشن شدن مطلب هر يك از نظريات را در متون اسلامي بررسي نموده و تفاوت و پيامد آن را نيز كشف مي‌نماييم:

تحقيق مطلب در دو بخش قابل جست‌وجو است؛ بخش اول صرفاً اعتقادي و تئوري مي‌باشد، به‌اين معني كه نوع نظر و اعتقاد نسبت به مهدويت دو ديدگاه را توضيح دهيم.

بخش دوم جنبه رفتاري اين اعتقاد است كه پس از پذيرش معتقدات راجع به مهدويت چه وظايفي را در رفتارشان اعمال مي‌كنند و يا اينكه اساساً موضوع مهدويت اثر رفتاري و تكليفي هم به‌دنبال دارد يا خير.

نظريه شيعه اماميه

شيعه معتقد است كه از آيات و روايات و اقوال علما و رجال دين‌شناسي اسلام در گذشته و حال به‌دست مي‌آيد كه جهان بدون حجت الهي نيست.

چنانكه علي عليه‌السلام درباره ضرورت وجود امام در ميان انسان‌ها و چگونگي اين حضور مي‌فرمايد:

«هرگز از روي زمين، از قيام كننده‌اي با حجت و دليل، خالي نمي‌ماند، خواه ظاهر و آشكار باشد، خواه بيمناك و پنهان، تا دلايل و اسناد روشن الهي از بين نرود و به فراموشي نگرايد.»(1)

مطابق همين مضمون نامه‌اي از امام زمان (عج) به عثمان بن سعيد عمري نايب خاص آن حضرت نقل شده است:

ان الارض لا تخلو من حجه اما ظاهراً و اما مغمورا (2)

زمين خالي از حجت نيست؛ چه آنكه آشكار باشد يا پنهان.

مقصود از اين حجت امام معصوم (ع) است و جهان محتاج چنين حجتي هست. در اين زمينه روايات متعددي وجود دارد كه دال بر تواتر و صحت مطلب است.

در حقيقت جهان محتاج به حجج الهي است كه با استدلال حصر عقلي و امكان تصور آن سه چيز است كه عنوان حجيت را پيدا مي‌كند.

1-  عقل

2-  قرآن

3-  امام معصوم (ع)  

هر كدام اينها براي ثبات و هدايت جهان لازم و ضروري مي‌باشد، ادله‌ معقول و منقول دارد كه در جايگاه خودش قابل بحث و بررسي است و حتي نمي‌توان اكتفا به يكي از آنها كرد، بلكه اعتبار آنان با وجود حجيت بعدي ساقط نمي‌گردد.

برای دیدن بقیه متن به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389 ساعت 18:47 توسط یوسف بدون نظر